فریب بزرگ کالا برگ؛ وقتی سهم ملت ایران از ثروت ملی فقط پیاز و پیازداغ میشود!
تحلیل حواشی مربوط به فریب بزرگ کالا برگ؛ وقتی سهم ملت ایران از ثروت ملی فقط پیاز و پیازداغ میشود! این روزها به اصلیترین محور اعتراضات و بحثهای داغ کاربران در مرام چت تبدیل شده است. در حالی که آمارهای پوشالی از رشد اقتصادی صحبت میکنند، سفرههای مردم واقعیتی دیگر را فریاد میزنند. طرحی که قرار است از ۱۵ اسفند ماه با نام حمایت معیشتی اجرا شود، چیزی جز تثبیت فقر و توزیع عادلانه بدبختی نیست. ما در مجله مرام مگ قصد داریم این پرده فریب را کنار بزنیم و بپرسیم چرا شأن ملت بزرگ ایران باید تا سطح دریافت صدقهای به نام کالا برگ تنزل پیدا کند.
لیست حقیرانه کالا برگ؛ چهار قلم برای زنده ماندن، نه زندگی کردن!
بر اساس گزارشهای رسمی، ایمان زنگنه، سخنگوی کارشناسی وزارت تعاون، تیر خلاص را به کرامت انسانی شلیک کرد و اعلام نمود که در مرحله جدید طرح کالا برگ، تنها چهار قلم شامل خرما، پرتقال، سیبزمینی و پیاز به مردم تعلق میگیرد. این لیست به تنهایی گویای همه چیز است؛ دولتی که ادعای مدیریت جهانی داشت، حالا ملت را برای خرید پیاز و سیبزمینی به صفهای الکترونیکی کالا برگ کشانده است. آیا این بود آن وعده دلخوشی که به مردم میدادند؟ اینکه یک پدر برای تامین میوه شب عید فرزندش باید دستبوسِ اعتبارِ ناچیز کالا برگ باشد، اوج خاری و ذلتی است که جمهوری اسلامی به این سرزمین تحمیل کرده است.
امنیت غذایی یا جیرهبندی دوران قحطی؟
مقامات با واژههای دهانپرکنی مثل «امنیت غذایی» بازی میکنند، اما آنچه در جریان است، مدیریت گرسنگی به سبک دوران جنگ است. وقتی گوشت، مرغ و لبنیات از سبد کالا برگ حذف یا کمرنگ میشوند و جای خود را به پیاز و پیازداغ میدهند، یعنی فاجعهای خاموش در زیر پوست شهر در حال رخ دادن است. این طرحها نشاندهنده بنبست کامل اقتصادی است؛ جایی که رفاه و توسعه جای خود را به «تلاش برای گرسنه نماندن» داده است. ایرانی که باید صادرکننده اول منطقه باشد، حالا درگیر سهمیهبندی سیبزمینی است.
کالا برگ؛ مسکنی بیاثر در برابر سرطان تورم
در اقتصادی که قیمتها با آسانسور بالا میروند و حقوق مردم با پله، اعتبار کالا برگ عملاً یک جوک بیمزه است. پولی که امروز به عنوان اعتبار در کارتها شارژ میشود، تا روزی که فرد به فروشگاه برسد، نیمی از ارزش خرید خود را بر اثر تورم لحظهای از دست داده است. این کالا برگها نه تنها دردی را دوا نمیکنند، بلکه با ایجاد تقاضای کاذب در میادین ترهبار، باعث موج جدیدی از گرانیها میشوند. جمهوری اسلامی با نابود کردن پول ملی، ایرانیان را به سمتی برده که استقلال مالی خود را فدای اعانههای ناچیزی کنند که حتی هزینه نان شبشان هم نمیشود.
ذلتِ ملی؛ از اقتدار تاریخی تا گداییِ سیبزمینی!

ایرانی گدا نیست و هرگز نبوده است! اما سیاستهای حاکم در این دههها، عامدانه مردم را به سمتی بردهاند که محتاج دولت باشند. اینکه در برخی استانها «بوقلمون و ماهی» را به عنوان یک امتیاز ویژه در طرح کالا برگ بوق و کرنا میکنند، نشاندهنده این است که از نظر آنها، خوردن پروتئین برای ملت ایران تبدیل به یک آرزو شده است. تبدیل کردن حقوق اولیه انسانی به «امتیاز دولتی»، بزرگترین خیانتی است که به شأن و منزلت این ملت روا داشته شده است. جایگاه مردم ما تماشای ویترینهای پر و سفرههای خالی نیست.
چشمانداز سیاه؛ کالابرگی برای عادت دادن به فقر
باید صریح بود: طرح کالا برگ نه برای بهبود معیشت، بلکه برای «عادت دادن ملت به فقر» طراحی شده است. وقتی چهار قلم ترهبار به عنوان سبد حمایتی معرفی میشود، یعنی استانداردهای زندگی در ایران به شدت سقوط کرده است. جمهوری اسلامی با این سیاستها، ایرانی آزاده را به موجودی تبدیل کرده که تمام دغدغهاش چک کردن موجودی اعتبار کالا برگ برای خرید پیاز باشد. این همان ذلتی است که نسلهای آینده بابت آن از ما سوال خواهند کرد؛ هزینهی گزافی که بابت بیکفایتی مسئولان از جیب و کرامت مردم پرداخت میشود.
نتیجهگیری
در نهایت، طرح کالا برگ از ۱۵ اسفند، نه تنها گرهی از مشکلات معیشتی باز نخواهد کرد، بلکه داغ دیگری بر پیشانیِ ملتی خواهد بود که شایسته بهترین زندگی هستند. ایرانی گدا نیست، اما او را در تنگنای اقتصادی قرار دادهاند تا به کمترینها قانع باشد. هدف ما در مرام مگ بیدار کردن وجدانهایی است که هنوز به این وعدههای پوشالی دل خوش کردهاند. نظر شما درباره این مدل مدیریت معیشتی چیست؟ آیا کالا برگ میتواند شکمهای گرسنه را سیر کند یا تنها ابزاری برای فریب است؟ حتماً نظرات و اعتراضات خود را در بخش کامنتها بنویسید یا برای فریاد زدن این دردهای مشترک، به جمع ما در مرام چت بپیوندید!
