رفتن به محتوا رفتن به نوار کناری رفتن به فوتر
از تبر وایکینگ‌ها تا فوران آتشفشان‌ها: تاریخ جامع و شگفت‌انگیز ایسلند

از تبر وایکینگ‌ها تا فوران آتشفشان‌ها: تاریخ جامع و شگفت‌انگیز ایسلند

از تبر وایکینگ‌ها تا فوران آتشفشان‌ها: تاریخ جامع و شگفت‌انگیز ایسلند

مقدمه: مطالعه مقاله از تبر وایکینگ‌ها تا فوران آتشفشان‌ها: تاریخ جامع و شگفت‌انگیز ایسلند، سفری بی‌نظیر به یکی از منزوی‌ترین، خشن‌ترین و در عین حال زیباترین نقاط کره زمین است. ایسلند، جزیره‌ای دورافتاده در شمال اقیانوس اطلس، سرزمینی است که با تضادهای خیره‌کننده‌اش شناخته می‌شود؛ جایی که یخچال‌های طبیعی باستانی در کنار آتشفشان‌های خروشان همزیستی دارند و شب‌های طولانی زمستان با رقص شفق‌های قطبی روشن می‌شود. تاریخ ایسلند داستانی از بقای انسان در برابر خشم طبیعت، استقامت، کشف سرزمین‌های ناشناخته و تحولات عمیق فرهنگی است. از زمان ورود نخستین دریانوردان نترس نوردیک تا تبدیل شدن به یکی از پیشرفته‌ترین، مرفه‌ترین و امن‌ترین کشورهای جهان معاصر، این جزیره مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده است. ما در تیم تحریریه مجله مرام مگ در این مقاله بسیار طولانی، تحلیلی و جامع، ذره‌بین خود را بر روی هزاران سال تاریخ این کشور قرار داده‌ایم تا شما را با تمام زوایای پنهان آن آشنا کنیم. آیا می‌دانستید وایکینگ‌ها حتی به مرزهای ایران نیز رسیده‌اند؟ با ما همراه باشید تا پرده از این رازهای تاریخی برداریم. همچنین از شما دعوت می‌کنیم برای بحث، تبادل نظر، اشتراک‌گذاری اطلاعات تاریخی خود و یافتن دوستان جدید، همین حالا به یک چت روم امن و صمیمی در مرام چت بپیوندید.

بخش اول: پیدایش زمین‌شناختی؛ نبرد بی‌پایان یخ و آتش

 

شکاف عظیم میان صفحات تکتونیکی اوراسیا و آمریکای شمالی در دره ثینگ‌وتلیر ایسلند
شکاف عظیم میان صفحات تکتونیکی اوراسیا و آمریکای شمالی در دره ثینگ‌وتلیر ایسلند

 

پیش از آنکه پای هیچ انسانی به این جزیره برسد، ایسلند در یک نبرد دائمی میان نیروهای درونی و بیرونی زمین متولد شد. از نظر مقیاس زمان زمین‌شناسی، ایسلند یکی از جوان‌ترین خشکی‌های کره زمین محسوب می‌شود. این جزیره حدود ۲۰ تا ۲۵ میلیون سال پیش، در اثر فعالیت‌های مداوم ماگمایی در «پشته میانی اقیانوس اطلس» (Mid-Atlantic Ridge) شکل گرفت. این پشته، خط اتصال و شکافی است که صفحات تکتونیکی عظیم اوراسیا و آمریکای شمالی را از هم دور می‌کند.

فعالیت آتشفشان‌های ایسلند نه تنها این جزیره را از زیر آب بیرون کشید، بلکه تا به امروز نیز در حال گسترش و تغییر شکل آن است. این جزیره دقیقاً روی یک «نقطه داغ» (Mantle plume) گوشته زمین قرار دارد. زنده بودن این سرزمین به حدی است که در سال ۱۹۶۳، در اثر یک فوران زیردریایی در سواحل جنوبی ایسلند، جزیره جدیدی به نام «سورتسی» (Surtsey) از زیر آب بیرون آمد! به همین دلیل است که چشمه‌های آب گرم، آبفشان‌های خروشان (Geysers)، زلزله‌های مداوم و گدازه‌های روان بخش جدایی‌ناپذیری از طبیعت، هویت و حتی منبع تولید انرژی این کشور هستند.

بخش دوم: کشف ایسلند و عصر اسکان (۸۷۴ تا ۹۳۰ میلادی)

کشف ایسلند و عصر اسکان (۸۷۴ تا ۹۳۰ میلادی)
کشف ایسلند و عصر اسکان (۸۷۴ تا ۹۳۰ میلادی)

برای هزاران سال، ایسلند جزیره‌ای متروک و منزوی بود. تنها پستاندار بومی این جزیره، روباه قطبی بود که در دوران یخبندان با عبور از روی دریاهای یخ‌زده به آنجا رسیده بود. پرندگان مهاجر و فک‌های دریایی تنها ساکنان موقت سواحل آن بودند. اما در اواخر قرن نهم میلادی، با پیشرفت تکنولوژی کشتی‌سازی نوردیک‌ها، داستان تغییر کرد.

نخستین کاشفان: از راهبان تا کلاغ‌های فلوکی

شواهد تاریخی و نوشته‌های باستانی (مانند کتاب Íslendingabók) نشان می‌دهد که پیش از ورود نروژی‌ها، گروهی از راهبان منزوی ایرلندی که به آن‌ها «پاپار» (Papar) می‌گفتند، برای فرار از دنیای مادی در غارهای ایسلند زندگی می‌کردند. اما با ورود جنگجویان نورس، این راهبان که علاقه‌ای به همزیستی با «کافران» نداشتند، جزیره را ترک کردند.

اولین وایکینگی که به طور تصادفی ایسلند را کشف کرد، «نادوُد» (Naddodd) نام داشت که در مسیر جزایر فارو گم شد و به ایسلند رسید و آن را “سرزمین برف” نامید. پس از او، وایکینگ دیگری به نام «فلوکی ویلگرذارسون» (Hrafna-Flóki) با استفاده از سه کلاغ برای پیدا کردن خشکی، به این جزیره سفر کرد. او زمستان بسیار سختی را در آنجا گذراند و دام‌هایش از سرما تلف شدند. وقتی در بهار به بالای کوهی رفت و یک آبدره (فیورد) پر از یخ را دید، با عصبانیت نام این سرزمین را «ایسلند» (Ísland – سرزمین یخ) گذاشت؛ نامی که تا امروز روی آن باقی مانده است.

اینگولفور آرنارسون و پایه‌گذاری ریکیاویک

مجسمه اینگولفور آرنارسون، نخستین ساکن دائمی ایسلند در شهر ریکیاویک
مجسمه اینگولفور آرنارسون، نخستین ساکن دائمی ایسلند در شهر ریکیاویک

در سال ۸۷۴ میلادی، یک نجیب‌زاده وایکینگ به نام «اینگولفور آرنارسون» (Ingólfur Arnarson) به دلیل درگیری‌های خونی مجبور به فرار از نروژ شد. او با کشتی خود به سمت غرب راند. طبق یک سنت باستانی، او ستون‌های چوبی تخت خود را به اقیانوس انداخت تا خدایان (اودین و ثور) محل اسکان او را تعیین کنند. برده‌های او سال‌ها به دنبال این ستون‌ها گشتند تا سرانجام آن‌ها را در خلیجی پر از بخارِ چشمه‌های آب گرم پیدا کردند. اینگولفور آن مکان را «ریکیاویک» (Reykjavík) به معنای «خلیج بخارآلود» نامید که امروز پایتخت ایسلند است.

طی ۶۰ سال پس از آن (دورانی که به عصر اسکان معروف است)، هزاران نفر برای فرار از مالیات‌های سنگین و استبداد «هرالد موقشنگ» (پادشاه نروژ) به همراه خانواده، برده‌ها و دام‌هایشان به ایسلند مهاجرت کردند. بررسی‌های ژنتیکی مدرن نشان می‌دهد که اجداد مردان ایسلندی عمدتاً از نروژ (اسکاندیناوی) بوده‌اند، در حالی که اجداد زنان آن‌ها بیشتر ریشه‌های سلتیک (ایرلندی و اسکاتلندی) داشته‌اند که نشان‌دهنده ربوده شدن زنان توسط وایکینگ‌ها در مسیر سفر است.

بخش ویژه: آیا وایکینگ‌ها به ایران هم آمدند؟

 

بخش ویژه: آیا وایکینگ‌ها به ایران هم آمدند؟

وقتی صحبت از وایکینگ‌ها می‌شود، ذهن ما بلافاصله به سمت کشتی‌های دراز، کلاه‌خودهای ترسناک و حمله به سواحل انگلستان و فرانسه می‌رود. اما آیا این دریانوردان ماجراجو هرگز پلهای ارتباطی خود را تا خاورمیانه و مرزهای ایران گسترش دادند؟ پاسخ تاریخی به این سوال یک «بله» قاطع و شگفت‌انگیز است!

روس‌ها و مسیر تجاری ولگا به دریای خزر

در حالی که وایکینگ‌های نروژی و دانمارکی (نظیر بنیان‌گذاران ایسلند) به سمت غرب (بریتانیا، ایسلند و قاره آمریکا) می‌رفتند، وایکینگ‌های سوئدی نگاه خود را به شرق و جنوب دوختند. این گروه که در تاریخ به نام «وارنگیان» (Varangians) یا «روس‌ها» (Rus) شناخته می‌شوند، از طریق رودخانه‌های پهناور روسیه (مانند رود ولگا و دنیپر) به سمت جنوب حرکت کردند.

آن‌ها با استفاده از کشتی‌های سبک خود که قابلیت حمل خشکی‌به‌خشکی داشتند، خود را به دریای خزر (کاسپین) رساندند. هدف اصلی آن‌ها تجارت و گاهی غارت بود. وایکینگ‌ها پوست حیوانات، کهربا، شمشیرهای فرانک و برده (اسلاوها) را با خود می‌آوردند و در بازارهای حاشیه دریای خزر و شهرهای ایران، آن‌ها را با نقره، ابریشم، ادویه و فولاد دمشقی مبادله می‌کردند. پیدا شدن ده‌ها هزار سکه نقره ساسانی و اسلامی (درهم) در گنجینه‌های کشف شده در سوئد (جزیره گوتلند) نشان‌دهنده حجم عظیم این تجارت با ایران و جهان اسلام است.

حمله وایکینگ‌ها به سواحل شمالی ایران (گرگان، طبرستان و بردعه)

تاریخ‌نگاران مسلمان مانند ابن فضلان، مسعودی و ابن اثیر، گزارش‌های دقیقی از حضور این جنگجویان در مرزهای ایران ثبت کرده‌اند. در بین سال‌های ۸۶۴ تا ۱۰۴۱ میلادی، وایکینگ‌های روس چندین لشکرکشی نظامی عظیم به سواحل دریای خزر انجام دادند. آن‌ها به شهرهای بندری مناطق گیلان، طبرستان (مازندران امروزی)، گرگان (آبسکون) و حتی باکو حمله کردند.

مشهورترین و ویرانگرترین لشکرکشی آن‌ها در سال ۹۴۳ میلادی رخ داد. ارتش بزرگی از وایکینگ‌ها با کشتی‌های خود از طریق رود کورا بالا رفتند و شهر ثروتمند بردعه (در اران، نزدیک مرزهای شمال غربی ایران تاریخی) را تصرف کردند. آن‌ها ماه‌ها این شهر را در اشغال خود داشتند تا اینکه شیوع یک بیماری مهلک (احتمالاً اسهال خونی در اثر خوردن میوه‌های محلی) و پاتک‌های مداوم سپاهیان محلی، آن‌ها را مجبور به عقب‌نشینی کرد.

در سال ۱۰۴۱ میلادی نیز اکسپدیشن معروفی به نام «اینگوار دورسفر» (Ingvar the Far-Travelled) متشکل از صدها وایکینگ سوئدی به سمت مرزهای خلافت عباسی و ایران حرکت کرد که به دلیل بیماری و جنگ در حاشیه دریای خزر از بین رفتند و داستان آن‌ها بر روی ده‌ها سنگ‌نبشته (Runestone) در سوئد حک شده است. بنابراین، تاریخ ایران و وایکینگ‌ها در حاشیه دریای خزر با خون و تجارت به یکدیگر گره خورده است.

بخش سوم: دوران مشترک‌المنافع ایسلند و تاسیس دموکراسی (۹۳۰ تا ۱۲۶۲)

بازگردیم به ایسلند! با افزایش جمعیت جزیره، نیاز به یک سیستم حقوقی برای جلوگیری از هرج و مرج و درگیری‌های خونی احساس شد. مهاجران که از استبداد فرار کرده بودند، از داشتن پادشاه متنفر بودند.

آلثینگ (Alþingi)؛ قدیمی‌ترین پارلمان ملی جهان

در سال ۹۳۰ میلادی، روسای ۳۶ قبیله اصلی (گودارها) در دره‌ای شکاف‌دار و شگفت‌انگیز به نام «ثینگ‌وتلیر» (Þingvellir) گرد هم آمدند و مجمع عمومی «آلثینگ» را تاسیس کردند. این مجمع هر سال دو هفته در فصل تابستان برگزار می‌شد. در این گردهمایی عظیم، قوانین جدید وضع می‌شد و اختلافات حقوقی (از سرقت گوسفند تا قتل) حل و فصل می‌گشت. فردی به نام «قانون‌گو» (Lögsögumaður) وظیفه داشت با ایستادن روی صخره‌ای خاص، تمام قوانین را از حفظ برای عموم فریاد بزند. این مکان که نماد استقلال و دموکراسی ایسلندی‌هاست، امروزه یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری ایسلند به شمار می‌رود.

کشف گرینلند و قاره آمریکا توسط ایسلندی‌ها

در همین دوران استقلال، روحیه اکتشافی متوقف نشد. در سال ۹۸۲ میلادی، فردی به نام «اریک سرخ» (Erik the Red) به جرم قتل از ایسلند تبعید شد. او به سمت غرب رفت و سرزمین پهناوری را کشف کرد و برای فریب دادن مهاجران، نام آن را «گرینلند» (سرزمین سبز) گذاشت! چند سال بعد (حدود سال ۱۰۰۰ میلادی)، پسر او یعنی «لیف اریکسون» (Leif Erikson) سفر پدر را ادامه داد و به سواحل آمریکای شمالی (نیوفاندلند در کانادای امروزی) رسید و آنجا را «وینلند» نامید. این یعنی ایسلندی‌ها ۵۰۰ سال قبل از کریستف کلمب، قاره آمریکا را کشف کرده بودند!

تغییر دین مسالمت‌آمیز (سال ۱۰۰۰ میلادی)

در اواخر قرن دهم، فشارهای مذهبی از سوی نروژ برای مسیحی کردن ایسلند افزایش یافت. برای جلوگیری از یک جنگ مذهبی ویرانگر میان پیروان خدایان نورس و مسیحیان، مجمع آلثینگ در سال ۱۰۰۰ میلادی تصمیم‌گیری را به عهده یک قانون‌گوی بت‌پرست به نام «تورگیر» گذاشت. او پس از یک شبانه‌روز تفکر زیر یک پتوی خزه، اعلام کرد که ایسلند برای حفظ یکپارچگی به طور رسمی مسیحیت را می‌پذیرد، اما مردم می‌توانند در خانه‌های خود به طور مخفیانه به پرستش اودین و ثور ادامه دهند و حتی گوشت اسب بخورند! این تصمیم هوشمندانه، جزیره را از حمام خون نجات داد.

بخش چهارم: عصر استورلونگ‌ها و پایان آزادی (قرن سیزدهم)

سیستم دموکراتیک بدون قدرت اجرایی متمرکز (پلیس یا ارتش ملی) در نهایت دچار فروپاشی شد. در اوایل قرن سیزدهم، قدرت در دست پنج خانواده بزرگ و ثروتمند متمرکز شد. رقابت این خانواده‌ها منجر به یک دوره ۴۰ ساله جنگ داخلی، ترور و خونریزی شد که به «عصر استورلونگ‌ها» (Sturlungaöld) معروف است.

یکی از قربانیان این دوران، «اسنوری استورلوسون» (Snorri Sturluson)، بزرگترین مورخ، شاعر و سیاستمدار تاریخ ایسلند بود که بخش عمده‌ای از اطلاعات امروز ما از اساطیر نورس مدیون نوشته‌های اوست. پادشاه نروژ، هاکون چهارم، از این آشفتگی داخلی سوءاستفاده کرد. در سال ۱۲۶۲، روسای قبایل که از جنگ خسته شده بودند، «پیمان کهن» را امضا کردند. بر اساس این پیمان، ایسلند استقلال خود را تسلیم پادشاهی نروژ کرد و موظف به پرداخت مالیات شد.

بخش پنجم: قرون تاریک؛ طاعون، دزدان دریایی و خشم آتشفشان

قرون تاریک؛ طاعون، دزدان دریایی و خشم آتشفشان
دهانه‌های شکاف آتشفشانی لاکی که فوران آن در قرن هجدهم اروپا را درگیر قحطی کرد

در اواخر قرن چهاردهم (سال ۱۳۸۰)، نروژ با دانمارک متحد شد و کنترل ایسلند به دست پادشاهی دانمارک افتاد. این دوران، آغازگر سیاهترین روزهای تاریخ ایسلند بود. انحصار تجاری بی‌رحمانه دانمارک باعث شد تا بازرگانان دانمارکی کالاهای ایسلندی را به ثمن بخس بخرند و مایحتاج اولیه را با قیمت‌های نجومی بفروشند.

ربوده شدن توسط دزدان دریایی بربر (۱۶۲۷ میلادی)

ایسلندی‌ها که ارتشی برای دفاع از خود نداشتند، طعمه‌ای آسان بودند. در سال ۱۶۲۷، رویدادی وحشتناک به نام «ربایش ترکی» (Tyrkjaránið) رخ داد. ناوگانی از دزدان دریایی بربر (از الجزایر و مراکش که تحت فرمانروایی امپراتوری عثمانی بودند) به سواحل ایسلند و جزایر وست‌مان حمله کردند. آن‌ها صدها نفر از مردم ایسلند را کشتند و حدود ۴۰۰ نفر را به عنوان برده اسیر کرده و در بازارهای برده‌فروشی شمال آفریقا به فروش رساندند.

فوران جهنمی لاکی (۱۷۸۳ – ۱۷۸۴)

در کنار ستم‌های سیاسی و بیماری‌هایی مانند آبله که جمعیت را نصف کرد، طبیعت نیز بی‌رحم بود. در سال ۱۷۸۳، فوران شکاف آتشفشانی «لاکی» (Laki) آغاز شد. این فوران هشت ماه طول کشید و میلیون‌ها تن گاز سمی دی‌اکسید گوگرد را به جو فرستاد. باران‌های اسیدی باعث مرگ ۸۰ درصد از گوسفندان و نیمی از گاوهای جزیره شد. قحطی پس از آن، جان بیش از یک‌چهارم کل جمعیت ایسلند را گرفت. غبار این آتشفشان به اروپا رفت، باعث خشکسالی شدید شد و برخی مورخان معتقدند گرسنگی ناشی از آن در فرانسه، یکی از جرقه‌های انقلاب کبیر فرانسه بود.

بخش ششم: بیداری ملی و مسیر استقلال

با آغاز قرن نوزدهم، نسیم رمانتیسم از اروپا به ایسلند رسید. ایسلندی‌ها به یادآوری گذشته پرشکوه وایکینگی و ساگاهای باستانی خود پرداختند.

رهبر بلامنازع جنبش استقلال، دانشمندی به نام «یون سیگوردسون» (Jón Sigurðsson) بود. او بدون شلیک حتی یک گلوله و تنها با استفاده از قلم، استدلال‌های تاریخی و مذاکرات سیاسی در کپنهاگ، حقوق از دست رفته ایسلندی‌ها را مطالبه کرد. به لطف تلاش‌های او، پارلمان آلثینگ در سال ۱۸۴۳ بازگشایی شد و در سال ۱۸۷۴، دانمارک به ایسلند قانون اساسی داد. سرانجام در سال ۱۹۱۸، ایسلند به عنوان یک کشور حاکم در اتحاد با تاج و تخت دانمارک شناخته شد.

بخش هفتم: جنگ جهانی دوم و استقلال کامل (۱۹۴۴)

 

جنگ جهانی دوم و استقلال کامل (۱۹۴۴)

جنگ جهانی دوم، نقطه عطفی برای ایسلند بود. وقتی در سال ۱۹۴۰ آلمان نازی دانمارک را اشغال کرد، ارتباط ایسلند با دانمارک قطع شد. بریتانیا که نگران بود هیتلر از ایسلند به عنوان پایگاه زیردریایی در اقیانوس اطلس استفاده کند، در یک عملیات ناگهانی (عملیات فورک)، ایسلند را اشغال کرد. دولت ایسلند اعتراض کرد، اما مقاومتی نشان نداد. یک سال بعد، ارتش ایالات متحده جایگزین بریتانیایی‌ها شد.

حضور هزاران سرباز آمریکایی باعث سرازیر شدن دلارهای فراوان، ساخت جاده‌ها، و فرودگاه بین‌المللی کفلاویک شد. این رونق اقتصادی به «برکت جنگ» معروف شد. سرانجام، در ۱۷ ژوئن ۱۹۴۴، در حالی که دانمارک هنوز تحت اشغال نازی‌ها بود، مردم ایسلند در یک همه‌پرسی تاریخی با رای قاطع ۹۹ درصدی، استقلال کامل خود را اعلام کرده و «جمهوری ایسلند» را تاسیس کردند.

بخش هشتم: ایسلند در دوران مدرن؛ از جنگ‌های کاد تا شکوفایی اقتصادی

نمایی پانوراما از شهر رنگارنگ ریکیاویک، پایتخت مدرن ایسلند
نمایی پانوراما از شهر رنگارنگ ریکیاویک، پایتخت مدرن ایسلند

جمهوری جوان ایسلند پس از استقلال با سرعتی بی‌نظیر مدرن شد، اما این مسیر بدون چالش نبود.

جنگ‌های ماهی کاد (Cod Wars)

از دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰، اقتصاد ایسلند کاملاً به ماهیگیری وابسته بود. برای جلوگیری از صید بی‌رویه توسط ناوگان‌های خارجی، ایسلند مرزهای آبی انحصاری خود را گسترش داد. این موضوع منجر به سه دوره درگیری دریایی با بریتانیا شد. کشتی‌های کوچک گارد ساحلی ایسلند با استفاده از ابزارهای خاص، تورهای ماهیگیران بریتانیایی را پاره می‌کردند. بریتانیا ناوهای جنگی فرستاد، اما ایسلند با تهدید به خروج از ناتو و بستن پایگاه‌های آمریکا، بریتانیا را مجبور به عقب‌نشینی کرد و حریم ۲۰۰ مایلی خود را در حقوق بین‌الملل تثبیت نمود.

فروپاشی اقتصادی ۲۰۰۸ و انقلاب آرام

در اوایل دهه ۲۰۰۰، بانک‌های ایسلندی فراتر از ظرفیت خود در بازارهای جهانی سرمایه‌گذاری کردند. در سال ۲۰۰۸، سیستم بانکی ایسلند کاملاً فروپاشید. تورم سر به فلک کشید و ارزش پول ملی نابود شد. اما واکنش مردم ایسلند بی‌نظیر بود؛ آن‌ها به خیابان‌ها آمدند (انقلاب قابلمه‌ها)، دولت را مجبور به استعفا کردند، از تزریق پول عمومی به بانک‌های خصوصی خودداری کردند و بانکداران خطاکار را به زندان انداختند. اقتصاد ایسلند پس از چند سال با قدرت بیشتری احیا شد.

انفجار صنعت گردشگری (۲۰۱۰ تا کنون)

در سال ۲۰۱۰، فوران آتشفشان «ایافیاتلایوکوتل» آسمان اروپا را پر از خاکستر کرد و پروازها را بست. اما این فاجعه، بزرگترین تبلیغ برای ایسلند شد. تصاویر طبیعت بکر و شگفت‌انگیز این کشور توجه جهانیان را جلب کرد. از آن زمان، صنعت توریسم منفجر شد و امروزه میلیون‌ها نفر برای دیدن یخچال‌ها، آبشارهای رویایی و شفق‌های قطبی به این کشور سفر می‌کنند.


نتیجه‌گیری: کشوری کوچک با قلبی به وسعت اقیانوس

تاریخ ایسلند، روایتگر ملتی است که در برابر خشن‌ترین نیروهای طبیعت، انزوای مطلق جغرافیایی و قرن‌ها استعمار، هرگز تسلیم نشدند. کشوری که روزگاری از شدت فقر و آتشفشان در آستانه نابودی کامل بود، امروز با اتکا به انرژی‌های ۱۰۰ درصد تجدیدپذیر، برابری کامل جنسیتی و حفظ اصالت‌های فرهنگی خود، در صدر جدول مرفه‌ترین و شادترین کشورهای جهان قرار دارد. ما در تیم تحریریه‌ی مجله مرام مگ مفتخریم که این روایت حماسی را با شما به اشتراک گذاشتیم. شما همراهان فرهیخته می‌توانید نظرات، سوالات و دیدگاه‌های خود را درباره این کشور شگفت‌انگیز و ارتباط تاریخی آن با ایران، در مرام چت با دیگر کاربران فهیم به اشتراک بگذارید.

ارسال نظر