شمارش معکوس در خاورمیانه؛ از معمای تنگه هرمز و نفت چین تا پشتپرده آتشبس موقت
مقدمه شمارش معکوس در خاورمیانه؛ از معمای تنگه هرمز و نفت چین تا پشتپرده آتشبس موقت: تحولات روزهای اخیر خاورمیانه، با سرعتی بیسابقه معادلات جهانی را دستخوش تغییر کرده است. از هشدارهای بیسابقه کاخ سفید درباره پایان غنیسازی تا نقشآفرینیهای پنهان پکن و اسلامآباد برای برقراری آتشبس موقت؛ همه چیز نشان از یک تقابل پیچیده ژئوپلیتیک دارد. در حالی که تنگه هرمز به عنوان شریان حیاتی انرژی جهان در کانون این تنشها قرار گرفته، واکنشها از تلاویو تا اروپا و آمریکا دامنه این بحران را گستردهتر کرده است. ما در تیم تحریریه مجله مرام مگ، در این گزارش جامع و تفصیلی، تمامی ابعاد این رویدادهای سرنوشتساز را گردآوری و بررسی کردهایم. از شما همراهان گرامی دعوت میکنیم برای بحث و تبادل نظر پیرامون این وقایع مهم، به جمع ما در مرام چت بپیوندید.
پایان غنیسازی؛ هشدارهای قاطع کاخ سفید و چشمانداز تغییرات

دونالد ترامپ روز چهارشنبه نوشت: «هیچ غنیسازی اورانیومی وجود نخواهد داشت و ایالات متحده، در همکاری با ایران، همه گرد و غبار هستهای مدفون در اعماق زمین را استخراج و جمعآوری خواهد کرد.» او افزود این موضوع از زمان حمله تحت «نظارت بسیار دقیق ماهوارهای» قرار دارد.
او تاکید کرد: «از زمان حمله، هیچ چیزی دستنخورده باقی نمانده است.» ترامپ همچنین اعلام کرد ایالات متحده با جمهوری اسلامی همکاری نزدیکی خواهد داشت و گفت این کشور «یک تغییر حکومت بسیار سازنده» را پشت سر گذاشته است.
رییسجمهوری آمریکا اضافه کرد واشینگتن درباره تعرفهها و کاهش تحریمها با جمهوری اسلامی گفتوگو خواهد کرد و گفت بسیاری از ۱۵ بند مورد نظر «از پیش مورد توافق قرار گرفتهاند.»
میانجیگری در سایه؛ نقشآفرینی همزمان پکن و اسلامآباد

چین با استقبال از آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی و آمریکا اعلام کرد برای توقف درگیریها «تلاشهایی» انجام داده است. همزمان گزارشها نشان میدهند پکن در کنار اسلامآباد نقش مهمی در کشاندن تهران به میز مذاکره داشته و قرار است جمعه میزبان مذاکرهکنندگان جمهوری اسلامی و آمریکا باشد.
در پی توافق آتشبس میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده، مائو نینگ، سخنگوی وزارت خارجه چین، چهارشنبه ۱۹ فروردین از این توافق استقبال کرد و گفت پکن از تلاشهای پاکستان در این زمینه حمایت میکند. او با تاکید بر اینکه چین بر دستیابی به ثبات بلندمدت در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه از مسیر دیپلماسی تاکید دارد، افزود پکن برای «تحقق آتشبس و حلوفصل سیاسی مناقشه»، تلاش کرده است.
شرط بازگشایی آبراههای بینالمللی
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بامداد ۱۹ فروردین از یک آتشبس موقت و مشروط به «بازگشایی کامل، فوری و ایمن تنگه هرمز» خبر داد. او این توافق را «یک پیروزی کامل و بینقص» توصیف کرد و گفت در مقابل، واشینگتن حملات خود علیه جمهوری اسلامی را برای دو هفته متوقف خواهد کرد.
روزنامه نیویورکتایمز نیز ۱۹ فروردین به نقل از سه مقام ایرانی گزارش داد جمهوری اسلامی علاوه بر تلاشهای دیپلماتیک پاکستان، تحت تاثیر فشارهای چین نیز به این توافق تن داده است. بر اساس این گزارش، پکن که نگران پیامدهای اقتصادی تهدیدهای آمریکا برای هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی در ایران بوده است، تهران را به انعطاف بیشتر در مذاکرات ترغیب کرد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یک مقام درگیر در مذاکرات گزارش داد با نزدیک شدن به مهلت تعیینشده، دولت چین و جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، در دستیابی به توافق نقش داشتهاند.
اهمیت راهبردی پاکستان در مذاکرات
چین که بزرگترین خریدار نفت ایران محسوب میشود، در سالهای اخیر روابط اقتصادی خود را با تهران و همزمان با کشورهای حوزه خلیج فارس حفظ کرده است. به نوشته والاستریتژورنال، سهم صادرات نفت ایران به چین از حدود ۳۰ درصد در یک دهه پیش به نزدیک کل صادرات این کشور رسیده است. تحلیلگران میگویند همین وابستگی متقابل اقتصادی، انگیزهای برای پکن ایجاد کرده تا در لحظات پایانی، جمهوری اسلامی را به پذیرش آتشبس موقت سوق دهد.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، بامداد ۱۹ فروردین با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد جمهوری اسلامی، آمریکا و متحدانشان با برقراری آتشبس فوری «در همه مناطق، از جمله لبنان» موافقت کردهاند و این آتشبس «از همین لحظه» اجرایی میشود. او در ادامه از هیاتهای مذاکرهکننده آمریکا و جمهوری اسلامی دعوت کرد که جمعه ۲۱ فروردین برای دستیابی به توافقی نهایی با هدف حل و فصل همه اختلافها، به اسلامآباد بروند.
پاکستان که روابط نزدیکی با تهران دارد، یکی از کانالهای اصلی انتقال پیشنهاد آتشبس موقت بوده است. بر اساس گزارش خبرگزاری ایسنا، در مذاکرات جمعه میان تهران و واشینگتن، هیات جمهوری اسلامی به ریاست محمدباقر قالیباف و هیات آمریکایی به ریاست ونس، شرکت خواهند کرد. خبرگزاری تسنیم این موضوع را که سرپرست تیم جمهوری اسلامی قالیباف است تکذیب کرده و نوشته است هنوز روشن نیست نماینده تهران در این مذاکرات چه کسی خواهد بود.
۱۸ فروردین و پیش از برقرار شدن آتشبس موقت، یک مقام پاکستانی به رویترز گفت در صورت گسترش جنگ، این کشور بر اساس تفاهمنامه دفاعی، در کنار عربستان سعودی خواهد ایستاد.
استقبال گسترده جهانی؛ دیپلماسی در کانون توجه

با وجود ابهاماتی که همچنان درباره وضعیت تنگه هرمز و چشمانداز مذاکرات احتمالی تهران و واشینگتن وجود دارد، توافق آتشبس موقت در جنگ ایران با استقبال گسترده جامعه جهانی روبهرو شده است.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، چهارشنبه ۱۹ فروردین در پیامی در شبکه ایکس نوشت این توافق «فرصتی ضروری برای کاهش تهدیدها، توقف حملات موشکی، ازسرگیری کشتیرانی و ایجاد فضا برای دیپلماسی در مسیر دستیابی به توافقی پایدار» فراهم میآورد. کالاس تاکید کرد تنگه هرمز باید بار دیگر برای عبور کشتیها باز شود.
او از گفتوگوی خود با اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، خبر داد و از نقش اسلامآباد در دستیابی به آتشبس موقت قدردانی کرد. کالاس ادامه داد: «درهای میانجیگری باید باز بماند، زیرا ریشههای اصلی جنگ همچنان حلنشده باقی ماندهاند.»
اورسولا فون در لاین، رییس کمیسیون اروپا، نیز کاهش تنشها در منطقه را امری «بسیار ضروری» خواند و گفت برقراری آتشبس موقت به این موضوع کمک میکند. او اضافه کرد: «ادامه مذاکرات برای دستیابی به راهحلی پایدار از اهمیت بالایی برخوردار است. ما برای رسیدن به این هدف به هماهنگی با شرکای خود ادامه خواهیم داد.»
حمایت قاره سبز از توافق موقت
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، ۱۹ فروردین اعلام کرد برلین اقداماتی را برای تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز انجام خواهد داد. یوهان وادفول، وزیر خارجه آلمان، نیز گفت توقف درگیریها باید «نخستین گام حیاتی به سوی صلحی پایدار» باشد.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، برای حمایت از آتشبس موقت آمریکا و جمهوری اسلامی راهی منطقه خلیج فارس شد. استارمر در بیانیهای اعلام کرد این آتشبس «لحظهای از آسودگی برای منطقه و جهان به همراه خواهد داشت»، اما باید به «توافقی پایدار» تبدیل شود.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، از برقراری آتشبس موقت در جنگ ایران استقبال کرد و گفت اوکراین آماده است در صورتی که روسیه حملات خود را به این کشور متوقف کند، «بهطور متقابل پاسخ دهد». ولادیسلاو کوزینیاک کامیش، وزیر دفاع لهستان، ابراز امیدواری کرد آتشبس موقت در جنگ ایران ادامه یابد و در نهایت، به آتشبسی دائمی منتهی شود.
مواضع کشورهای همسایه و شرکای منطقهای
وزارت خارجه قطر با صدور بیانیهای از آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده استقبال کرد. در این بیانیه بر اهمیت تضمین امنیت دریایی، آزادی ناوبری و تداوم تجارت بر پایه قوانین بینالمللی تاکید شده است.
عمان از آتشبس موقت استقبال و از تلاشهای پاکستان در این چارچوب قدردانی کرد. مسقط بر اهمیت ادامه تلاشها برای یافتن راهحلهایی تاکید کرد که بتواند بحران را بهصورت ریشهای پایان دهد و به توقف دائمی جنگ در منطقه منجر شود. سعيد المعولی، وزیر حمل و نقل عمان، نیز گفت بر اساس توافقها، امکان اعمال هزینه برای عبور شناورها از تنگه هرمز وجود ندارد.
وزارت خارجه جمهوری آذربایجان از آتشبس موقت میان ایران و آمریکا استقبال و ابراز امیدواری کرد این توافق به ثبات منطقهای منجر شود. وزارت خارجه عربستان سعودی نیز ضمن استقبال از برقراری آتشبس موقت، بر ادامه حمایت از میانجیگری پاکستان در این روند تاکید کرد.
نچیروان بارزانی، رییس اقلیم کردستان عراق، از آتشبس موقت در جنگ ایران استقبال و ابراز امیدواری کرد «همه طرفها با حسن نیت به این تعهد پایبند بمانند». وزارت خارجه ترکیه از اعلام آتشبس موقت در جنگ منطقه استقبال و بر ضرورت اجرای کامل آن در میدان تاکید کرد.
اظهارات مقامات آمریکایی
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، این آتشبس را «روزی بزرگ برای صلح جهانی» توصیف کرد و افزود آمریکا با ادامه حضور در منطقه، بر اجرای توافق نظارت خواهد داشت. ترامپ بامداد چهارشنبه و کمتر از دو ساعت مانده به ضربالاجل حمله به زیرساختهای حیاتی ایران در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد با تعلیق بمباران و حمله به این زیرساختها به مدت دو هفته موافق کرده است. ترامپ این توافق را «آتشبس دوطرفه» خواند و آن را به «بازگشایی کامل، فوری و امن تنگه هرمز» مشروط کرد.
پس از آن، لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکا، ابراز امیدواری کرد از طریق دیپلماسی بتوان به «دوران ترور و خشونت حکومت ایران» پایان داد. گراهام تاکید کرد برنامه هستهای جمهوری اسلامی باید بهطور کامل مهار شود. در مقابل، چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات سنا، از این تصمیم بهعنوان «عقبنشینی» ترامپ یاد کرد.
واکنشها در تلاویو و سایر نهادهای بینالمللی
دفتر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ۱۹ فروردین اعلام کرد از آتشبس حمایت میکند، اما تاکید کرد این توافق شامل لبنان نمیشود. خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یک منبع اسرائیلی نوشت مقامهای این کشور درباره توافق آتشبس نگران هستند. این منبع افزود: «اسرائیل میخواهد در جنگ با ایران به دستاوردهای بیشتری برسد.»
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، از همه طرفها خواست به آتشبس پایبند باشند و تاکید کرد پایان فوری درگیریها برای حفاظت از غیرنظامیان ضروری است. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، از آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی و آمریکا استقبال کرد و آن را گامی مثبت در جهت کاهش تنشها دانست.
پاپ لئو، رهبر کاتولیکهای جهان، گفت «با خشنودی فراوان» از اعلام آتشبس موقت در جنگ ایران استقبال میکند. در شرق آسیا، انور ابراهیم، نخستوزیر مالزی، از آتشبس موقت استقبال کرد و خواستار «تبدیل طرح ۱۰ مادهای تهران به یک توافق جامع صلح» شد. اندونزی نیز از همه طرفها خواست به حاکمیت و دیپلماسی احترام بگذارند.
فشار بیسابقه بر زیرساختها و تحلیلهای نظامی

جمهوری اسلامی با وجود ادامه حملات موشکی و مواضع سختگیرانه، زیر فشار تهدید به هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی و تخریبهای اخیر، به سمت پذیرش آتشبس موقت حرکت کرد.
ران بنیشای، تحلیلگر وبسایت اسرائیلی واینت، چهارشنبه ۱۹ فروردین نوشت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، موافقت خود را با آتشبس دو هفتهای، مشروط به «باز شدن فوری تنگه هرمز» اعلام کرد اما: «تا پایان روز (در واشینگتن) این شرط محقق نشده بود.» ترامپ آتشبس موقت با جمهوری اسلامی را یک «پیروزی کامل» و «روزی بزرگ برای صلح جهانی» خواند و گفت مساله اورانیوم «بهطور کامل حلوفصل میشود».
به نوشته بنیشای، جمهوری اسلامی برای بازگشایی این آبراه باید بهصورت رسمی عبور آزاد کشتیها را اعلام کند و مشخص کند آیا برای تردد کشتیها شرطی تعیین خواهد کرد یا نه. این تحلیلگر تاکید کرد تنها در صورت چنین اعلامی، شرکتهای بیمه دریایی حاضر خواهند شد نفتکشها و کشتیهای کانتینری بزرگی را که برخی بیش از یک ماه در دو سوی تنگه متوقف ماندهاند، تحت پوشش قرار دهند.
بنیشای شلیک موشکهای جمهوری اسلامی به سوی مرکز اسرائیل در ساعات پس از اظهارات ترامپ را نشانهای منفی دانست و نوشت این اقدام در چارچوب الگوی شناختهشده تهران و نیروهای همسو با آن است تا به مخاطبان داخلی نشان دهند «تسلیم نشدهاند». او افزود نهادهای اطلاعاتی اسرائیل چنین واکنشی را پیشبینی کرده بودند.
این تحلیلگر همچنین به طرح ۱۰ مادهای شورای عالی امنیت ملی در ایران اشاره کرد که به واشینگتن ارائه شده و نوشت بررسی آن نشان میدهد تهران هنوز از مواضع خود عقب ننشسته است. با این حال، واینت تاکید کرد هنوز برای ارزیابی موفقیت این آتشبس زود است و بازگشت کامل امنیت به بازگشایی عملی تنگه هرمز وابسته است.
طوفان سیاسی در اسرائیل و انتقادات از نتانیاهو

همزمان یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، در واکنش به آتشبس موقت میان آمریکا و جمهوری اسلامی گفت: «بنیامین نتانیاهو از نظر سیاسی شکست خورد و از نظر راهبردی ناکام ماند.»
یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، آتشبس میان آمریکا و جمهوری اسلامی را «فاجعه سیاسی» خواند و گفت اسرائیل حتی هنگام اتخاذ تصمیمهایی که بر هسته اصلی امنیت ملی این کشور تاثیر میگذارد، بر سر میز حضور نداشت. او افزود: «هرگز در تمام تاریخ ما چنین فاجعه سیاسی رخ نداده است. در اسرائیل در تصمیمگیریهای کلیدی امنیتی کنار گذاشته شده و نتانیاهو از نظر سیاسی و راهبردی شکست خورده است.»
رهبر اپوزیسیون اسرائیل همچنین گفت ارتش اسرائیل هر آنچه از آن خواسته شد انجام داد و مردم نیز پایداری چشمگیری از خود نشان دادند، اما به گفته او، نتانیاهو «از نظر سیاسی شکست خورد، از نظر راهبردی ناکام ماند و حتی به یکی از اهدافی که خود تعیین کرده بود دست نیافت.»
لاپید تاکید کرد: «سالها زمان خواهد برد تا آسیبهای سیاسی و راهبردیای را که نتانیاهو به دلیل غرور، سهلانگاری و نبود برنامهریزی راهبردی وارد کرد، ترمیم کنیم.» این اظهارات در حالی مطرح شد که آتشبس میان آمریکا و جمهوری اسلامی واکنشهای متفاوتی را در صحنه سیاسی اسرائیل برانگیخته است.
اهرمهای فشار داخلی
بنیشای در ادامه تحلیل خود نوشت جمهوری اسلامی با وجود تلاش برای نمایش «پیروزی از راه نباختن»، نخستین طرفی بود که در برابر فشارها عقب نشست. به گفته او، تهدید آمریکا به هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی از جمله نیروگاهها، پلها و بهویژه جزیره خارک، پایانه اصلی صادرات نفت ایران، نقش تعیینکنندهای در این تغییر رویکرد داشت.
او افزود حملات اخیر نیروی هوایی اسرائیل به زیرساختهایی که در اختیار سپاه پاسداران قرار دارد، از جمله پلها، خطوط راهآهن، کارخانههای فولاد و تاسیسات پتروشیمی، فشار داخلی بر حکومت ایران را افزایش داده است؛ زیرا این تاسیسات علاوه بر کارکرد نظامی، برای اقتصاد کشور و اشتغال دهها هزار نفر اهمیت دارند.
بنیشای نوشت حکومت ایران در شرایط کنونی بیش از هر چیز بر بقای خود تمرکز دارد و تلاش میکند هم از تشدید نارضایتی داخلی جلوگیری کند و هم تصویری از ضعف ارائه ندهد. بر اساس این تحلیل، با وجود این تحولات، سه موضوع همچنان حلنشده باقی مانده است: ادامه بسته بودن تنگه هرمز، حفظ ذخایر اورانیوم غنیشده در ایران و تداوم ساختار قدرت در جمهوری اسلامی. او در پایان نوشت تمرکز قدرت در تهران بیش از گذشته در دست فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و روحانیون همسو با آنان قرار گرفته و این وضعیت میتواند بر مسیر تحولات آینده تاثیرگذار باشد.
چین؛ ناجی خاموش و معمای صادرات نفت در بحبوحه جنگ

در حالی که واشینگتن سالها تلاش کرده با تحریمهای سنگین، صادرات نفت ایران را به صفر برساند، این تحریمها با یک عامل کلیدی خنثی شده است: چین. کشوری که با خرید گسترده نفت ایران، میلیاردها دلار به اقتصاد تهران تزریق کرده و به ستون اصلی ماندگاری مالی جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
همزمان، ایدههایی مانند «تصاحب نفت ایران» از سوی دونالد ترامپ مطرح شده که بیش از آنکه عملی باشد، بازتابی از رقابت ژئوپلیتیک با پکن است. سیاست «فشار حداکثری» آمریکا با هدف قطع کامل صادرات نفت ایران طراحی شده اما واقعیت امروز بازار انرژی نشان میدهد این هدف هرگز بهطور کامل محقق نشده است.
شبکه پیچیده دور زدن تحریمها
دو گزارش اخیر از والاستریت ژورنال و بلومبرگ تصویری روشن از واقعیت ارائه میدهند: از یکسو، چین به مهمترین مسیر تنفس اقتصادی جمهوری اسلامی در همین میانه جنگ تبدیل شده و از سوی دیگر، دونالد ترامپ ایدههایی را مطرح میکند که بیش از آنکه عملیاتی باشند، جنبه ژئوپلیتیک و حتی تبلیغاتی دارند. بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، چین در سالهای اخیر به خریدار اصلی نفت ایران تبدیل شده و اکنون تقریبا تمام تولید نفت ایران را جذب میکند. برآوردها نشان میدهد که پکن در سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۱.۴ میلیون بشکه نفت از ایران خریداری کرده؛ رقمی که بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را شامل میشود.
این حجم از خرید، سالانه دهها میلیارد دلار درآمد برای تهران ایجاد کرده و در عمل ستون اصلی بقای اقتصادی جمهوری اسلامی را در شرایط تحریم شکل داده است. این تجارت تنها یک رابطه ساده خریدار و فروشنده نیست، بلکه بر پایه یک شبکه پیچیده برای دور زدن تحریمها بنا شده است. استفاده از بانکهای کوچک چینی با ارتباط محدود به نظام مالی جهانی، ایجاد شرکتهای پوششی در هنگکنگ، و فعالیت پالایشگاههای خصوصی موسوم به «تیپات» از جمله ابزارهایی هستند که این چرخه را فعال نگه داشتهاند.
در کنار این، روشهایی مانند جعل اسناد، تغییر منشا محمولهها و انتقال نفت از کشتی به کشتی در دریا، به پنهانسازی این تجارت کمک کردهاند. نکته کلیدی این است که بدون این شبکه، ایران بهسختی میتوانست صادرات نفت خود را حفظ کند. یک تحلیلگر اندیشکده در واشینگتن تاکید میکند که چین «شریک اصلی ایران در دور زدن تحریمها» است و بدون این حمایت، ادامه وضعیت فعلی در بحران جنگ برای تهران بسیار دشوار میبود.
چالشهای حقوقی ایدههای ترامپ
با این حال، این همکاری برای چین نیز بدون هزینه نیست. برخلاف سالهای گذشته که نفت ایران با تخفیفهای سنگین به فروش میرسید، تحولات اخیر بازار و جنگ باعث شده این مزیت کاهش یابد. گزارش بلومبرگ اشاره میکند که نفت ایران که پیشتر برای چین یک منبع ارزان و تحریمی محسوب میشد، اکنون در برخی موارد حتی با قیمت بالاتر از حد انتظار معامله میشود. به عبارت دیگر، چین همچنان خریدار اصلی باقی مانده، اما شرایط معامله دیگر به اندازه گذشته یکطرفه و سودآور نیست.
در این میان، ایدههای مطرحشده از سوی دونالد ترامپ نیز توجه زیادی را جلب کرده است. او پیشنهاد داده که آمریکا میتواند نفت ایران را «بگیرد» و خود آن را بفروشد؛ ایدهای که به گفته او میتواند هم درآمدزایی کند و هم قدرت آمریکا در برابر چین را افزایش دهد. ترامپ حتی بهصراحت گفته است: «اگر انتخاب با من باشد، نفت را برمیدارم و نگه میدارم».
اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که این ایدهها با موانع جدی روبهرو هستند. نخست، از نظر حقوق بینالملل، تصاحب منابع طبیعی یک کشور دیگر بدون چارچوب قانونی، با چالشهای اساسی مواجه است و میتواند تبعات گستردهای در سطح جهانی داشته باشد. دوم، از نظر عملیاتی، کنترل زیرساختهای نفتی ایران نیازمند حضور نظامی گسترده، هزینههای مالی سنگین و درگیری طولانیمدت در منطقه است؛ سناریویی که با توجه به مخالفت افکار عمومی آمریکا با ادامه جنگ، چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد.
حتی گزینههای جایگزین مانند توقیف محمولههای نفتی ایران در دریا نیز محدودیتهای خاص خود را دارند. این اقدامات میتوانند تنشهای نظامی را تشدید کنند، بازار جهانی نفت را بیثبات سازند و واکنشهای زنجیرهای از سوی بازیگران دیگر، بهویژه چین، به دنبال داشته باشند. در واقع، آنچه از ترکیب این دو گزارش بهدست میآید، یک تصویر دوگانه است.
از یکسو، چین بهعنوان مهمترین شریک اقتصادی ایران، نقشی کلیدی در حفظ توان مالی جمهوری اسلامی حتی در دوران جنگ با آمریکا و اسرائیل ایفا میکند؛ نقشی که نهتنها به تداوم صادرات نفت کمک کرده، بلکه امکان دسترسی به درآمدهای ارزی و تامین مالی فعالیتهای مختلف را نیز فراهم آورده است. از سوی دیگر، ایالات متحده با وجود ابزارهای گسترده تحریمی، در عمل با محدودیتهایی مواجه است که مانع از تحقق کامل اهدافش میشود.
در این چارچوب، تهدیدهایی مانند «فروش نفت ایران توسط آمریکا» بیش از آنکه یک برنامه اجرایی باشد، نشاندهنده تلاش برای بازتعریف اهرمهای فشار در رقابت با چین است. انرژی در اینجا نه فقط یک منبع اقتصادی، بلکه یک ابزار ژئوپلیتیک است که میتواند توازن قدرت را در سطح جهانی تحت تأثیر قرار دهد. در نهایت، تا زمانی که چین به خرید نفت ایران ادامه میدهد، ساختار تحریمها بهطور کامل کارآمد نخواهد بود. این رابطه، هرچند برای پکن نیز هزینههایی به همراه دارد، همچنان یکی از مهمترین عوامل موثر در ماندگاری اقتصادی جمهوری اسلامی محسوب میشود و به تهران امکان میدهد حتی در میانه یک جنگ تمامعیار نیز بخش مهمی از درآمد نفتی خود را حفظ کند.
در مقابل، ایدههایی مانند تصاحب یا فروش نفت ایران از سوی آمریکا، دستکم در شرایط فعلی نظام بینالملل، بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشند، بازتابی از رقابت بزرگتر قدرتها بر سر انرژی، مسیرهای انتقال آن و مهار نفوذ چیناند. به این ترتیب، تناقض اصلی بحران روشنتر میشود: جمهوری اسلامی از یکسو زیر فشار شدید آمریکا قرار دارد، اما از سوی دیگر، تا وقتی روزانه حدود ۱.۶ میلیون بشکه نفت میفروشد، هنوز از یک منبع حیاتی برای دوام در برابر این فشار برخوردار است.
معمای حقوقی تنگه هرمز؛ آیا دریافت عوارض از کشتیها ممکن است؟

در پی طرح ایده دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز، گزارش بایرد مریتایم بررسی کرده است که آیا ایران از نظر حقوق بینالملل میتواند این آبراه طبیعی بینالمللی را به مسیر عوارضی تبدیل کند یا نه؛ مسیری که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند.
در این گزارش که سهشنبه ۱۸ فروردین منتشر شد، آمده است که در چارچوب تنشها و درگیریهای اخیر در منطقه، ایده دریافت هزینه از کشتیهای عبوری بهعنوان بخشی از یک توافق احتمالی مطرح شده است. بر اساس این طرح، کشتیها ممکن است ملزم به ثبت و دریافت مجوز برای عبور شوند و در قبال آن هزینهای بپردازند، هرچند جزئیات رسمی و سازوکار آن منتشر نشده است.
تفاوت بنیادین هرمز با کانال سوئز و پاناما
از آنجا که کانال سوئز و کانال پاناما بابت عبور کشتیها عوارض دریافت میکنند، این پرسش مطرح شده است که آیا میتوان تنگه هرمز را نیز مشمول مقررات مشابه دانست یا خیر. تنگه هرمز یک آبراه طبیعی است که خلیج فارس را به دریای عمان و آبهای آزاد متصل میکند. از نظر حقوق بینالملل، این تنگه در زمره «تنگههای مورد استفاده برای کشتیرانی بینالمللی» طبقهبندی میشود.
بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها سازمان ملل، کشتیها در چنین تنگههایی از حق «عبور ترانزیتی» برخوردارند؛ حقی که به معنای عبور پیوسته و بدون مانع است و کشورهای ساحلی نمیتوانند برای عبور عادی از آن عوارض وضع کنند، مگر در قبال ارائه خدمات مشخص دریایی.
در مقابل، کانال سوئز در مصر و کانال پاناما در آمریکای مرکزی مسیرهای مصنوعی هستند که با سرمایهگذاری و مدیریت دولتهای مشخص ساخته شدهاند. این کشورها بر اساس قوانین ملی و توافقهای بینالمللی، حق دریافت عوارض از کشتیهای عبوری را دارند و این عوارض یکی از منابع درآمدی آنهاست. تفاوت اساسی در این است که کانالها ساخته دست انسان و در مالکیت و مدیریت یک دولت مشخص هستند، در حالی که تنگه هرمز یک گذرگاه طبیعی بینالمللی است.
تنگههای مهم دیگری مانند تنگه مالاکا میان مالزی و اندونزی یا تنگه جبلالطارق نیز مشمول همین اصل هستند و عبور از آنها بهطور معمول رایگان و بر اساس قواعد آزادی ناوبری انجام میشود.
سابقه طرح و چرایی مطرح شدن آن در شرایط کنونی
موضوع کنترل یا محدودسازی عبور در تنگه هرمز سابقهای طولانی در تنشهای منطقهای دارد و در دورههای مختلف، مقامهای جمهوری اسلامی تهدید کردهاند که در صورت افزایش فشارهای خارجی، عبور نفتکشها را مختل خواهند کرد. با این حال، ایده دریافت رسمی عوارض بهعنوان یک سازوکار دائمی و قانونی، در دورههای عادی و صلحآمیز پیگیری و اجرا نشده است.
دلیل اصلی آن موانع حقوقی و سیاسی گسترده است. قواعد تثبیتشده حقوق دریاها، حتی برای کشورهایی که کنوانسیون حقوق دریاها را تصویب نکردهاند، بهعنوان عرف بینالمللی الزامآور شناخته میشود. هرگونه تلاش برای دریافت عوارض از عبور عادی کشتیها میتواند با واکنش گسترده قدرتهای دریایی و کشورهای واردکننده انرژی روبهرو شود و به افزایش تنشهای دیپلماتیک یا حتی نظامی بینجامد. به همین دلیل، تا پیش از شرایط بحرانی اخیر، تنگه هرمز مانند سایر تنگههای بینالمللی عمل میکرد و کشتیها بدون پرداخت عوارض عبور میکردند. مطرح شدن دوباره این ایده در فضای جنگ و تنش، بیشتر در چارچوب فشار سیاسی و ابزار چانهزنی ارزیابی میشود تا یک سیاست پایدار حقوقی.
موانع اجرای عملی و پیامدهای اقتصادی
اجرای چنین طرحی با موانع جدی حقوقی، سیاسی و اقتصادی روبهروست. از نظر حقوقی، دریافت عوارض از عبور عادی کشتیها با اصل «عبور ترانزیتی» در تنگههای بینالمللی در تعارض است؛ اصلی که بر اساس قواعد تثبیتشده حقوق دریاها، عبور پیوسته و بدون مانع شناورها را تضمین میکند و تنها اجازه دریافت هزینه در قبال خدمات مشخص دریایی را میدهد. به همین دلیل، هرگونه تعیین عوارض برای صرف عبور میتواند با اعتراض گسترده حقوقی کشورها مواجه شود.
از نظر سیاسی نیز تنگه هرمز بهعنوان شریان اصلی انتقال انرژی جهان اهمیت راهبردی دارد و کشورهای حاشیه خلیج فارس، واردکنندگان بزرگ نفت در آسیا و قدرتهای دریایی همواره بر آزادی ناوبری در این مسیر تاکید کردهاند. هر اقدام یکجانبه برای تغییر وضعیت حقوقی یا عملی این گذرگاه میتواند تنشهای دیپلماتیک را افزایش دهد و حتی به حضور و مداخله بیشتر نیروهای دریایی خارجی در منطقه منجر شود.
در بعد اقتصادی نیز هرگونه افزایش هزینه یا محدودیت در این مسیر میتواند به بالا رفتن قیمت نفت، افزایش هزینه بیمه کشتیها و اختلال در زنجیرههای تامین جهانی بینجامد. با توجه به سهم بالای تنگه هرمز در انتقال انرژی، پیامدهای چنین تصمیمی محدود به منطقه نخواهد بود و بازارهای جهانی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
بر اساس تحلیل ارائهشده در گزارش بایرد مریتایم، اگرچه ایران در شرایط تنش و درگیری ممکن است بتواند کنترل عملی بیشتری بر تردد در تنگه هرمز اعمال کند، اما تبدیل رسمی این آبراه به یک مسیر عوارضی با چارچوبهای تثبیتشده حقوق بینالملل و موازنههای سیاسی و اقتصادی جهانی در تعارض است. به همین دلیل، تحقق چنین طرحی با موانع جدی روبهرو خواهد بود.
احتیاط در تنگه هرمز؛ تردید شرکتهای بیمه برای بازگشت ناوگان تجاری

دادههای کشتیرانی نشان میدهد بیش از شش ساعت پس از اعلام آتشبس میان آمریکا و جمهوری اسلامی، تردد کشتیها در تنگه هرمز همچنان محدود است. یک تحلیلگر هشدار داد که کشتیها و شرکتهای بیمه پیش از ازسرگیری عبور از این آبراه حیاتی، به نشانههای مثبت بیشتری نیاز دارند.
چارلی براون، مشاور ارشد رصد ناوگان تاریک در نهاد «اتحاد علیه ایران هستهای» و افسر پیشین نیروی دریایی آمریکا، گفت: «آتشبس گام نخست ضروری است، اما به این معنا نیست که کشتیرانی تجاری بلافاصله در مسیرهای بینالمللی تردد در تنگه عادی شود.»
او افزود: «مالکان کشتیها همچنان در انتظار دستورالعملهای معتبر از کانالهای امنیت دریایی، کشورهای صاحب پرچم کشتیها و مهمتر از همه، شرکتهای بیمه جنگ دریایی هستند تا پیش از اعزام دوباره کشتیها به تنگه، اطمینان حاصل کنند.»
نتیجهگیری: خاورمیانه در لبه تیغ دیپلماسی و اقتصاد
در نهایت باید گفت که بحران کنونی در خاورمیانه، کلافی سردرگم از منافع اقتصادی، تهدیدات نظامی و رقابتهای ژئوپلیتیک است. از یک سو تهدیدات واشینگتن و ضربالاجلهای پیدرپی قرار دارد و از سوی دیگر، وابستگی متقابل اقتصاد جهانی به تنگه هرمز و نفت چین، مانع از فروپاشی کامل دیپلماسی شده است. آتشبس موقت فعلی، هرچند شکننده، نشان میدهد که قدرتهای جهانی و منطقهای همچنان به دنبال راهی برای گریز از یک جنگ تمامعیار هستند. ما در تحریریهی مجله مرام مگ همواره در تلاشیم تا با رصد دقیق اخبار و تحلیلهای عمیق، تصویری روشن از این معادلات پیچیده را در سریعترین زمان ممکن به شما ارائه دهیم. شما همراهان همیشگی و آگاه میتوانید نظرات، پیشبینیها و دیدگاههای خود را درباره آینده این توافق و سرنوشت تنگه هرمز در بخش مرام چت با دیگران به اشتراک بگذارید و در این روزهای حساس، در فضایی آزاد به بحث و تبادل نظر بپردازید.
